بایگانیِ ژوئن, 2010

سلام+دنیا دنیا شرمندگی.. دوستای خوبم،معذرت میخوام…منوببخشید… ببخشید که ناراحتتون کردم وشاید نگران… دیشب یه سری موضوعات دست به دست هم داده بود که پنجره اعصابش خط خطی بشه.. یکی ازاین موضوعات;) زیاد هم بد نیست.. یعنی تلخه ها ولی شیرینه… یاه یاه یاه…واااااااااای،بازم دارم مشکوک میحرفم:)) خب دیگه چیکارکنیم..پنجره است دیگه.. خلاصه اینکه،روزی بود روزگاری،پنجره [...]

سلام.. این روزها بیش ازاندازه حساس شده ام…برای هرمسئله ی کوچکی.. حتی مسائلی که ذره ای ارزش ندارند،آنقدربرایم مهم میشوندواعصابم را بهم میریزند که………. این خیلی بداست… این روزها به شدت ملاحظه کارشده ام…ملاحظه ای که نمیدانم ازکجا دارد آب میخورد.. این روزها،ریزه کاری ها پیش چشمم آنقدربزرگ میشوندکه دریک لحظه،دریک آن،تبدیل میشوندبه یک درد [...]